دسته‌بندی: فصل یک : رقص در تاریکی

#10 – سلاح ممنوع!

بسته را روی میز آشپزخانه گذاشت. چاقوی کوچکی از کابینت بیرون آورد و با دقت، نوار را برید. داخلش، یک کارت دعوت ساده و شیک بود، روی کاغذی ضخیم نوشته‌ها

Read More »

#9 – هدیه‌ی ناخوانده

آن شب به اتاق اسلحه‌خانه رفت و اسنایپر را با دقت همیشگی تمیز و در جای خود قرار داد. سپس به آشپزخانه رفت و برای خودش یک چای آماده کرد.

Read More »

#8 – قلمرو مرگ

قلب این خانه به‌ظاهر آرام، جایی نبود که کسی انتظارش را داشت. پشت قفسه کتاب‌ها، با فشردن جلد چرمیِ کهنه جنگ و صلح، قفسه بی‌صدا به کناری می‌لغزید و اتاقی

Read More »

#7 – از خون تا ابریشم

پله‌های فلزی را با سرعتی کنترل‌شده و بی‌صدا پایین رفت، از در اضطراری خارج شد و وارد کوچه‌ای شد که بوی تند زباله و دود بنزین می‌داد. از سایه‌ها عبور

Read More »

#6 – تک نوازی در اپرای متروپولیتن

الینا میخواست فساد را تا جای ممکن از بین ببرد، همین بود که او را به اپرای متروپولیتن کشاند—ماموریتی که آیدی “شبح طلایی” را برای همیشه در دنیای سایه‌ها حک

Read More »

#5 – خط قرمز از پول مهمتره

الینا بدون آنکه برای تأیید مرگ درنگی کند، از پشت دوربین کنار کشید. تفنگ را با حرکاتی روان و خودکار ــ حرکاتی که حاصل هزاران بار تکرار بود از هم

Read More »

#4 – ماموریت انجام شد

رقم این سفارش سرسام‌آور بود. دو بار تلاش برای حذف فیزیکی او ناموفق مانده بود، اما این پروژه بدون لحظه‌ای درنگ قبول شد؛ هدف، کسی بود که خون بسیاری را

Read More »

#3 – طبقه چهلم برج کراس توس

ساعت یک و هفده دقیقه بامداد بود، باد سردی که از رودخانه هادسون روی پشت‌بام برج قدیمی «هادسون تاور» می‌پیچید و رشته‌های موی از بند گریخته را به بازی می‌گرفت.

Read More »
Loading...