
#8 – قلمرو مرگ
قلب این خانه بهظاهر آرام، جایی نبود که کسی انتظارش را داشت. پشت قفسه کتابها، با فشردن جلد چرمیِ کهنه جنگ و صلح، قفسه بیصدا به کناری میلغزید و اتاقی

قلب این خانه بهظاهر آرام، جایی نبود که کسی انتظارش را داشت. پشت قفسه کتابها، با فشردن جلد چرمیِ کهنه جنگ و صلح، قفسه بیصدا به کناری میلغزید و اتاقی

الینا بدون آنکه برای تأیید مرگ درنگی کند، از پشت دوربین کنار کشید. تفنگ را با حرکاتی روان و خودکار ــ حرکاتی که حاصل هزاران بار تکرار بود از هم