
#9 – هدیهی ناخوانده
آن شب به اتاق اسلحهخانه رفت و اسنایپر را با دقت همیشگی تمیز و در جای خود قرار داد. سپس به آشپزخانه رفت و برای خودش یک چای آماده کرد.

آن شب به اتاق اسلحهخانه رفت و اسنایپر را با دقت همیشگی تمیز و در جای خود قرار داد. سپس به آشپزخانه رفت و برای خودش یک چای آماده کرد.

پلههای فلزی را با سرعتی کنترلشده و بیصدا پایین رفت، از در اضطراری خارج شد و وارد کوچهای شد که بوی تند زباله و دود بنزین میداد. از سایهها عبور