
#12 – قدم گذاشتن در نور
هتل ایکور مثل یک یادگاری از گذشته، در میان ساختمانهای شیشهای مدرن خیابان پنجم ایستاده بود. نمای سنگ مرمر سفیدش در نور طلایی بعدازظهر آن شنبه میدرخشید، گویا خورشید تصمیم

هتل ایکور مثل یک یادگاری از گذشته، در میان ساختمانهای شیشهای مدرن خیابان پنجم ایستاده بود. نمای سنگ مرمر سفیدش در نور طلایی بعدازظهر آن شنبه میدرخشید، گویا خورشید تصمیم

بسته را روی میز آشپزخانه گذاشت. چاقوی کوچکی از کابینت بیرون آورد و با دقت، نوار را برید. داخلش، یک کارت دعوت ساده و شیک بود، روی کاغذی ضخیم نوشتهها