
#13 – به محفل ققنوس خوش آمدید
لابی هتل نفس را در سینه حبس میکرد. چلچراغ کریستالی عظیم از سقف بلند آویزان بود و هزاران قطعه نور را روی کف مرمر سیاه و سفید میپاشید که طرح

لابی هتل نفس را در سینه حبس میکرد. چلچراغ کریستالی عظیم از سقف بلند آویزان بود و هزاران قطعه نور را روی کف مرمر سیاه و سفید میپاشید که طرح

زیبایی و رمز و راز شبهای نیویورک تمامشدنی نبودند. چراغها روی آسفالت خیس، مثل تکهشیشههای درخشان میلغزیدند. بوی نم باران با دود ماشینها در هوا میپیچید.اما زیر این شهر پرزرقوبرق،